| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 | 30 | 31 |
حس می کنم زمان داره کش میاد، روزها با اکراه می گذرن و بی هدف. حس و حالم دقیقا شبیه مورچه هایی ست که از میان عسل عبور می کنند و دست و پاهاشون توی عسل گیر می کنه و کششششش میان و کند می شن و توی غلظت عسل می مونن و موندگار میشن و خسته می شن و.... می میرن..
می ترسم، از همه ی اتفاق هایی که داره دور و برم می افته... از آینده ای که ازش متنفرم. چیزی برای از دست دادن نداریم، اما عزیزانی داریم که برایشان دل دل می زنیم و سردردشان را طاقت نداریم و شاید تنها عامل بازدارنده ی ما همین عزیزانمون هستند...
به ماوی نگاه می کنم که با چشمان معصومش به من زل می زنه، به موجود کوچکی که فکر می کنه کلید همه ی قفل های دنیا به دست من باز می شه و من چقدددر ناتوانم... حتی برای تهیه ضروریات زندگی ماوی در تنگنای شدیدم، و مدام می ترسم نکنه روزی برسد که توانش را نداشته باشم...
خجالت می کشم از زنده بودن، از نفس کشیدن...
ماوی یکی از دلایل من برای زنده ماندن است...
حالت چطوره ترنج جان ؟خوبی؟همه چی روبراهه؟

برات بهترینها را آرزو می کنم
سلام کیهان عزیزم، خوبم خدا را شکر. ممنونم از مهر همیشگیت.
سلام ترجی
همه چی روبراهه؟خوب هستی ؟
بیخبرم نزار
سلام کیهان عزیزم، همه چیز خوبه برادر خوبم. من خوبم. ممنونتم که اینقدر ماهی...

حالت چطوره ترنج جان خوب هستید؟خبری ازت نیست چند وقته ؟


سلام کیهان مهربان، هستم زیر سایه ات...

سلام ترنجی عزیزم


خیلی وقته ازت خبری ندارم و نگرنت هستم
خبری از خودت بده لطفن
عزیزمییییی، به روی چشم
درود بر ترنج عزیزم

حالت چطوره ترنجی؟خوب هستی
نگرانت بودم
درود کیهان مهربان، خوبم عزیزم. خوب خوب...
مرسی ترنج عزیزم برای همه چی
مرسی که هستی ترنج جان و ... واقعن می فهمم بله



من که دیگر به آخر قله رسیدم و در حال سرازیری عمر
عمری پربار و سرشار از شادی برات آرزو می کنم.آمین
این حرف را نزن کیهان عزیزم، من کاملا باور دارم که سن فقط عدده، باور آدمه که آدم را جوان یا پیر می کنه. فکر نمی کنم با همه تجربیاتت توی سرازیری باشی.
امیدوارم شرایط زندگی همه مون درست بشه و امید بهمون برگرده.
بله حق با شماست! واقعن عمر فقط یک بار است و زندگی همین یک بار و چقدر زود همه چی هدر می شه...


حیف از زمانه
بهترین ها را برات آرزو می کنم ترنج جان
حیف کیهان جان، بعضی وقت ها فکر می کنم بعضی آدم ها حق دارن برای رسیدن به چیزهایی که دلشون می خواد هر کاری می کنن. حتی کشتن حق دیگران...
اما اگه به این فکر می کردن که همه ی آدم ها حق برابری از زندگی دارن شاید دنیا جای قشنگ تری می شد. این حتی دیگه قانون جنگل هم نیست...
نگران نباش ترنج عزیزم ماها جان سخت تر از انی هستیم که تصور می شود
و بهترینها را برای شما و عزیزانت آرزو می کنم
نگران سخت جانیمون نیستم کیهان عزیزم، نگران عمرم هستم که داره بیخود تموم میشه... مگه من چند بار سی ساله و چهل ساله میشم؟
عزیز دلم. دوست قشنگ و مهرربونم. کاملا میفهممت. روزهای گنگی رو داریم می گذرونیم ودلمون به عزیزانمون خوشه.







منم وقتی به چشمای پسرا نگاه میکنم خدا رو هزار بار شکر میکنم که هستن. که باعث خنده ما میشن. باعث آرامشون میشن و لحظه ای فراموش میکنیم ترسهامونو.
الهی که همیشه تنت سالم باشه و ماوی و دیگر عزیزانت کنارت و هیچوقت دغدغه ای نداشته باشی. به امید روزهای بهتر
اگه ماوی نبود من بعید می دونم که طاقت می آوردم.،...
به امید بهترین ها برای همه مون...
منم خیلی از آینده می ترسم همش فکر می کنم ده بیست سال بعد چی میخواد بشه
دردناکه این همه ابهام....