دنیای کوچک من و مارلی

دنیای کوچک من و مارلی

اینجا، من و گربه های کوچکم زندگی می کنیم...
دنیای کوچک من و مارلی

دنیای کوچک من و مارلی

اینجا، من و گربه های کوچکم زندگی می کنیم...

لاک آبی...

یکی از روزهای تعطیل هفته گذشته بود، ساعت حدود یازده صبح، داشتم توی اینستاگرام جواب دایرکت دوستی را می نوشتم که پیامی از پیروز رسید. هیچ حسی نداشتم، جز این که می دانستم این پیام آخرین چیزی هست که توی دنیا دلم می خواهد بدانم متنش چیه و چرا فرستاده شده. برای همین تبلت را بستم و گذاشتم کنار. بدون این که بخوانم.

چند ساعت بعد که مجدد بازش کردم، پیام حذف شده بود. انگار بار بزرگی از دوشم برداشته شد. از یک طرف چون دلم نمی خواست خبری از اون آدم بهم برسه، از طرفی دیگر این که سر حرفش نموند و پیام داد _ گو این که حذفش کرده بود _ نشون می داد این آدم تا چه حد خودش با خودش کنار نیومده و به بلوغ نرسیده، و این به من ثابت می کرد که توی کنار گذاشتنش از زندگیم کار درستی انجام دادم.

***

دو شب پیش خواب می دیدم که توی یک مرکز خرید باهاش نشستم یک جایی، سکو طور، انگار یک عالمه حرف زده بود _ مثل همیشه _ و آسمان به زمین بافته بود _ ایضا مثل همیشه _ تا به من ثابت کنه که اگه رفته دلایلش منطقی بوده و منو آماده کنه برای رفتن دوباره ش. من اما بی خیال بودم... خیلی خیلی بی خیال. به حدی که رهاش کردم همونجا روی سکو تنها با خودش بشینه و قیافه ی آدم های مفلوک حق به جانب رو بگیره و پا شدم رفتم توی یه مغازه برای خودم انگشتر خریدم.

تنها چیزی که معنیش رو نفهمیدم این بود که تمام بدنم توی گچ بود.... و از روی گچ دست هام لاک زده بودم به ناخن هام _ لاک آبی _ و روی همون گچ ها انگشتر رو دستم کردم. 

 پی نوشت: عمل ماوی خیلی خوب و راحت انجام شد، تنها چیزی که اذیت می کنه وضعیت زخمشه. با این که بخیه نداشت اما پوسته ی شدیدی داد و خارش و بعد هم زخم شدن محل جراحیش، که انشالله زود خوب میشه.

نظرات 4 + ارسال نظر
کیهان شنبه 11 اسفند 1397 ساعت 10:24 http://mkihan.blogfa.com

سلام ترنجی عزیزم
حالت چطوره رفیق قدیمی
دلتنگتیم اساسی
کاش برام بنویسی که چه کار می کنی؟درسها را به کجا رساندی؟اوضاع روبراهه ؟
ترنج جان ز ندگی پر از اتفاقات پیش بینی نشده است که هر کدام می تواند بسیاره ا لذت بخش و امید آفرین باشد.
راستش من الان ...بگذریم.همیشه در یاد و خاطر من هستی و خواهی بود و بهترین ها را برات آرزو می کنم

سلام کیهان عزیزم، روزگار خوش. خوبم رفیق گلم. به روی چشم. می نویسم.
چرا حرفت را خوردی؟ نکنه تهرانی!!!!!

نوشین چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت 09:38 http://nooshnameh.blogfa.com

عزیز دلم ،دوست خوشگلم خوابت که حتما خیره و تعبیرش اتفاق های خوبیه که برات توراهه.
بابت جناب پیروز و برداشتی که از نوشته هات داشتم حسم میگه دقیقا فرد مناسبی برای دوست زیبای ما نیست. رابطه و عشقی که تصور میکنم برای تو خیلی خیلی زیباتر و عاشقانه تر و حتی منطقی تر از ایناست چون ایمان دارم لیاقت و درایتت خیلی خیلی بیشتر از ایناست و میدونم در این حال و احوال بودن چقدر آدموفرسوده میکنه اما مرحله ایست که باید ازش گذر کرد... همونجور که سال داره نو میشه و امیدواریم به اتفاقهای خوب ... برات آرزو میکنم بهترینها برات پیش بیاد و امسال بهترین سال زندگیت باشه.

عزیزم بابت ماوی جانم گمانم نباید بزاری زخمشو بلیسه. درسته بخیه ندارند اما ممکنه حساسیتی یا مشکلی زیرپوستی داشته باشه. دکترش زخمش رو دیده؟

عزیز دلم، ممنونم ازت. انشالله که اینطور باشه. مطمئنم زمان همه چیز را حل می کنه، چون واقعا خسته ام از کش آمدن این ماجرا.
ماوی را امروز و فردا می برم دکتر ببینه، عکس براش فرستادم گفت مشکلی نیست اما باز هم می برمش، تو درست میگی. ممکنه حساس شده باشه.

کیهان سه‌شنبه 30 بهمن 1397 ساعت 08:25 http://mkihan.blogfa.com

راستی؟هم رنگ آبی و هم رنگ سفید و هم انگشتر در خواب نشانه های خوبی هستند.همین روز ها یه اتفاق بسیار خوب خواهد افتاد

وای چقدر عالی، ممنونم ازت. انشالله که اینجوریه. وقتی خبر خوش برام رسید بهت می گم چی بوده

کیهان سه‌شنبه 30 بهمن 1397 ساعت 08:22 http://mkihan.blogfa.com

سلام ترنج جان
حالتان چطوره؟خوبی عزیزم؟
قبلن گفتم باز هم می گم ارزش تو بسیار ها بالا تر از این حرفهاست!
خیلی به آن آقا فکر نکن. و البته همه ما در زندگی ممکنه گاهی با انسانهای اشتباهی برخورد کنیم و ....بگذریم!
ترنج جان می دانی که خیلی برات احترام قایلم و برام عزیز هستی.
بهترینها را برات آرزو می کنم

سلام کیهان جانم، خوبم عزیزم. خدا را شکر.
ممنونم از مهری که همیشه به من داری و می دونم که حقیقیه، می دونی که ارادت من هم به شما کاملا حقیقی و پایداره.
خدا رو شکر می کنم که اون آدم به راه و زندگی خودش رفت، آدمی که قرار نیست بمونه بهتره که زودتر تکلیفش مشخص بشه. دلخورم از شرایطی که توش افتادم اما خدا را شکر، که قطعا خیری در میان بوده.
از تو ممنونم که هستی، دلتنگتم.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد